ورود اولین چرخ خیاطی در ایران توسط مظفرالدین شاه

ورود اولین چرخ خیاطی در ایران توسط مظفرالدین شاه

وسايل كار خياطها شامل سوزن، انگشتانه، بشكاف، قيچى، نيم گز، (ميله‌اى مدرج و فلزى به طول حدود نيم متر) و ميز كار بود. دوخت لباس به صورت دست دوز انجام مى‌شد و خياط و شاگردانش لباسهاى مردانه وزنانه اهالى را تهيه مى‌كردند.

در آن زمان تن پوش مردان "جُبّه" (ارخالق) بود، ارخالق لباس بلند و گشادى بود كه ظاهرأ برش و دوخت آن از افغانستان به خراسان آمده و چون تن پوش راحتى بوده به تدريج در ساير نقاط كشور نيز عموميت يافته بود. جبه‌هاى طبقات مرفه معمولاً از جنس ماهوت اعلا بود و طبقات متوسط و فقير كه توانايى خريد ماهوت نداشتند از پارچه‌هاى دستباف ايران نظير برك و چوخا استفاده مى‌كردند. مردان در زير جبه، بر روى پيراهن يا در مواردى بر روى آن شالى به كمر مى‌بستند كه كار جيب را انجام ميداد و كيف پول، كيسه توتون، چپق، قوطى فلزى سيگار و... خود را در زير آن قرار ميدادند، پيراهن مردان پارچه‌اى نخى بود كه بدون يقه دوخته ميشدو ندرتاً افرادى از طبقات بالا از پارچه‌هاى ابريشمى براى دوخت پيراهن استفاده مى‌كردند. شلوار (تنبان) مردان نيز از پارچه سياهى به نام دبيت دوخته مى‌شد كه پاچه‌هاى آن بسيار گشاد بود و  جهت حفظ آن بر روى ميان تنه ريسمان سفيدى را از محفظه‌اى به نام نيفه عبور مى‌دادند وگره مى‌زدند.

به دنبال يكى از مسافرتهاى مظفرالدين شاه به فرنگ، يك خياط قفقازى با 10 دستگاه چرخ خياطى همراه وى به تهران آمد كه در ابتدا دوخت لباس درباريان را به عهده داشت و بعدها مردم عادى نيز شيفته كار وى شدند و بازار دست دوزان از رونق افتاد. اگر چه اين امر در ابتداى مورد مخالفت شديد خياطان قرار گرفت، با اين حال چرخ خياطى توانست اندك اندك جايى براى خود باز كند و تدريجاً خياطها نيز به استفاده از آن تمايل نشان دادند.

چرخ خياطى، بعدها در زمان رضا شاه وارد داراب شد و استفاده كنندگان آن احتمالاً در زمان خدمت سربازى با نحوه كار آن آشنا شده بودند، بتدريج دوخت لباس به وسيله دست جايش را به چرخ خياطى داد.

قابل ذكر اين كه، در آن زمان به دليل گسترش فقر در بين اكثريت اهالى، لباسها را وصله مى‌كردند و برخى وصله‌ها با پارچه‌هاى ناهمرنگ منظرى فلاكت بار به آن‌ها مى‌داد. لباسهاى افراد خانواده‌ها بعد از سال‌ها استفاده به كودكان و افراد كوچكتر واگذار مى‌شد و چند سالى نيز توسط آن‌ها مورد استفاده قرار مى‌گرفت.

همچنين نوع ديگرى از حداكثر استفاده از لباس رايج بود كه به نام "اين رو، آن رو" شهرت داشت. در اين صورت لباسهاى مندرس كه به دليل استعمال بيش از حد و قرار گرفتن در معرض تابش آفتاب، رنگ و روى آن‌ها كاملاً تغيير يافته بود را وارونه مى‌كردند و دوباره از روى درزهاى قديمى مى‌دوختند. وصله زدن و اين رو، آن رو كردن البسه غالباً توسط زنان در خانه‌ها انجام مى‌گرفت.

منبع: کتاب تاریخ اجتماعی داراب در عهد قاجار و پهلوی جلد 1، نوشته ابوالحسن صادقیان

یک کارگاه شعربافی(پارچه بافی) در یزد حدود سال 1250 خورشیدی

نوشته شده در 1398-01-11 توسط مقالات 0 209

نظر خود را به اشتراک بگذاریدپاسخ دهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.

شاخه‌های بلاگ

آخرین نظرات

بدون نظر

جستجوی بلاگ

محصولات بازدیدشده

محصولی مشاهده نشده

مقایسه 0